أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

473

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

سوخته است و در آنجا هيچ چيز نمىرويد . ( 1 ) . Terra sigillata يا Argile ferrugineuse ؛ سراپيون ، 499 ؛ ابو منصور ، 375 ؛ ابن سينا ، 311 . نيز نك . شمارهء 678 . نام عربى به معناى « انگشترىها ( يا مهرهاى ] شاه » است . ( 2 ) . طين البحيره - « گل درياچه » . ابن سينا ( 311 ) مىگويد كه محلى كه از آنجا اين گل را مىآوردند « ازآن‌رو « بحيره » ناميده شده كه زمينى صاف و هموار است كه در آن اصلا نه علف وجود دارد و نه سنگ‌ريزه . » ( 3 ) . مغرة لمنية - « اخرالمنوسى » ، نك . شمارهء 1006 . ( 4 ) . لمنوس ( ) - جزيرهء آتش‌فشانى در بخش شمالى درياى اژه . ( 5 ) . ارطامس ( ) - خداى « ماه » و « شكار » در اساطير يونان باستان ؛ دختر زئوس و لتو ، خواهر آپولون . ( 6 ) . ديوسكوريد ، V ، 79 : « نقش بز » - مثال عنز . 374 . خزامى 1 اين « خيرى البرّ » 2 است . به سجستانى گل نرمه 3 و به فارسى اروانه 4 ناميده مىشود . ابو حنيفهء دينورى مىگويد 5 : خزامى شاخه‌هاى بلند ، برگ‌هاى ريز ، گل‌هاى سرخ و بوى خوش دارد . ابن سمجون در كتاب ادوية المفردة مىگويد : يك اعرابى از ساكنان مجازة به من اطلاع داد كه گياه خزامى و گياه جرجير 6 برابرند . گل‌هاى سرخ با بويى شبيه بوى فاغية دارد و فاغيه همان حناست . اما آنچه من ديدم و با چشمان خود معاينه كردم ، اين گياهى است شبيه گاو زبان از نظر شاخه‌ها و گل‌هاى خود . آنها پرزدار و ارغوانىاند ، برخى از آنها زردند و بويشان شبيه بوى گل‌هاى حناست . تندترين و مطبوع‌ترين بو را بين همهء گل‌ها دارند . اين خيرى البر است . ( 1 ) . Lavandula vera DC . ( بدويان ، 2052 ) يا Lavandula spica Cav . ( ابو حنيفه ، فرهنگ ، 32 ؛ عيسى ، 4 106 ) . اين عنوان با افزوده‌اى قابل ملاحظه در حاشيهء ورق 58 الف نيز نوشته شده است . تمام متن را در اينجا آورده‌ايم . ( 2 ) . خيرى البر ، نك . شمارهء 381 . ( 3 ) . گل نرمه . ( 4 ) . اروانه ، قس . I , Vullers ، 84 . ( 5 ) . ابو حنيفه ، 341 . ( 6 ) . الجرجير ، نك . شمارهء 251 .